آقای اِلیو

روزمرگی های آقای اِلیو

تونستن و حوصله نداشتن...

قبلنا وضعیتم خیلی متفاوت از این برهه‌ی زندگیم بود،

بلد نبودم چیکار کنم، ولی خودمو به در و دیوار میزدم تا راهشو پیدا کنم،

زمین میخوردم، بلند میشدم و دفعه‌ی بعدی محکم تر زمین میخوردم،

ولی بازهم ادامه میدادم، نمیدونم انگیزم واسه اون همه تلاش چی بود.

انگار شکست رو بخشی از پرسه‌ی موفقیت میدونستم:)

ولی الان همه چی فرق کرده، بلدم چیکار کنم، امید هم دارم،

ولی تلاش کردن برام خیلییی سخت شده، ایده آل گرا شدم،

اهمال کار شدم، و فقط موفقیت های بزرگ خوشحالم میکنه...

 

۲ ۰
مسافر !!
۱۵ دی ۲۰:۳۸

خیلی جالب بود

پاسخ :

خیلی ممنون
جنتلمن ..
۱۵ دی ۲۳:۳۵

همه ی موفقیت ها چه بزرگ و چه کوچیک سراب هستن. میان و میرن. بعدا از ارتفاعات بالاتری زمین میخورید‌‌‌‌... ولی مهم اینه که دوباره بلند بشید...

پاسخ :

گاهی وقتا سخته واقعا... زمین خوردن و بلند شدن...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم الله الرحمان الرحیم
تراوشات یک ذهن ADHD
مینویسم تا کبودی...
آرشیو مطالب
موضوعات
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان